پنجمین - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:25
زندگی ایده آل من این شکلیه که تو بالکن خونه حیاط دار آجری منتظر همسری باشم که از سر کار میاد و براش لیوان شربت و یخ میارم و از شیطنت بچه های کلاس اول که معلمشونم تعریف میکنم و بعدش سالاد شیرازی درست میکنم و با قرمه سبزی روی میز تو بالکن میبریم و وسطای شام از همسری بابت خریدن هندونه که داره تو حوض خن...
ششمین - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:25
کتک خوردن شاید تلخ ترین اتفاق غیر قابل فراموش باشه وقتی از کسی که عشقته
اولین - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 14:36
من اگر خودم را رو به روی خودم می دیدم میگفتم بیا بغلت کنم بیا غصه ات رو بخورم بیا همدمت باشم
دومین - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 14:36
عشق یعنی صد ساله دیگه ام بهش حسی که داری تویه دلت جوونه عشق یعنی همه بفهمن برای اون چه کردی ولی خودش ندونه
سومین - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 14:36
گاهی باید درد کسی را به جان خرید تا حداقل این وسط کسی باشد بی درد بی غصه تا حداقل امشب کسی باشد راحت بخوابد
چهارمین - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 14:36
با همین دست، به دستان تو عادت کردم این گناه است ولی جان تو عادت کردم جا برای من گنجشک زیاد است ولی به درختان خیابان تو عادت دارم